سفارش تبلیغ
صبا ویژن
درباره وبلاگ


پیوندها
لوگو

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 55
  • بازدید دیروز: 62
  • کل بازدیدها: 222754



*پرواز انتظار*




انار

حضرت محمد (ص) فرموده اند: "هرکس انار بخورد، کینه و دشمنی را از خود دور کرده است."

انار اولین بار در شرق ایران یافت شد و  بعد به هندوستان، آفریقا، چین، اروپا و آمریکا برده شد.

برای هزاران سال انار به عنوان گنجینه قدرت شناخته می شد. انسان ها برای زیبا تر شدن از این میوه استفاده می کردند. در مصر، مردگان را با انار دفن می کردند.

در چین، هسته انار را شکر می زنند و در جشن عروسی برای خوشبختی عروس و داماد آن را می خورند.

انار جزوی از نشانه و سمبل نجابت در مردم اسپانیا است.

انار سمبل باروری و ازدواج است.

انار به عنوان رنگ برای پارچه استفاده می شود.

حال 12 فایده مهم و اصلی انار را برای شما بیان می کنیم.

1- انار و خاصیت آنتی اکسیدانی

تحقیقات نشان داده است که انار 3 برابر چای سبز، آنتی اکسیدان دارد. لازم به ذکر است که نقش آنتی اکسیدان ها، حفاظت از بدن در برابر استرس ها، آلودگی های شیمیایی و میکروبی، بیماری قلبی و سرطان هاست.

2- انار و قلب و عروق 

آب انار جلوی تصلب شرایین و بیماری قلبی را می گیرد.

انار، از کلسترول بد( LDL) در  برابر اکسیده شدن محافظت می کند.

آب انار همانند آسپیرین عمل می کند.

انار

آب انار از به هم پیوستن پلاکت های خونی جلوگیری می کند، پس مانع از لخته شدن خون می گردد.

انار موجب کاهش فشار خون بالا می گردد.

آب انار باعث کاهش چربی خون می شود.

تحقیقات نشان داده است که اگر روزی سه چهارم لیوان آب انار بنوشید و این کار را مدت 3 ماه انجام دهید، مقدار اکسیژن بیشتری به قلب می رود و باعث سلامتی قلب می شود.

آب انار، جلوی تخریبات DNA و بیماری های حاصل از تخریب آن را می گیرد.

3- انار و سرطان

آب انار به کاهش خطر سرطان پستان کمک می کند.

انار از سرطان پروستات جلوگیری می کند و یا رشد آن را آهسته می کند.

از سرطان پوست نیز جلوگیری می کند.

 



ادامه مطلب ...


موضوع مطلب :


جمعه 90 مهر 29 :: 8:59 عصر :: نویسنده : *پرواز انتظار*

امروز که روز میلاد امام رئوف حضرت علی بن موسی الرضا هست بیایم به خودمون رجوع کنیم ببینیم چقدر نسبت به هم دیگه مهربونیم فقط ادعا داریم محب امام رضاییم ولی اصلا سعی نمیکنیم یه کم از خصوصیاتشون رو در خودمون پرورش بدیم جامعه الان ما به حدی از مهر ورزی بدور شده که خیلی چیزها دیگه عادی شده بحرمتی هایی که نسبت به بزرگان پدر ومادر و اساتید میشه که به جای خود، ولی بدتر از اون اینکه یه عده دنبال یه فرصتن مثل انتخابات اون وقت دیگه کاری ندارن که چیا باارزشن یا چه کسایی ....فقط وفقط یه صندلی تو مجلس بهشون بدی اون وقت همه کاری برات میکنند ..بعضی هم که صندلی نمیخوان صاحب صندلی رو میخوان شروع میکنن با بی مهری تمام تبلیغات منفی کردن ...تا دیروز از فلانی بعد میگفتن حالا دورش میگردن .تا دیروز پای سفره یکی دیگه بودن حالا یه سفره چربتر دیدن..........وااااااااااااااای.........و .......صد وااااااااااااااااای از دست این بی مهری ها واینها اونوقت اسم امام رئوف رو یدک میکشن ............گاهی وقتها چقدر ما ..................بعضی وقتها قربونش بریم خدا یه چیزایی به رخ ما میکشه که آی آدم که تو رو برای خودم آفریدم خجالت از این حیوان بکش ....تو چرا...........همون قضیه دو تا پلنگی که یه بچه آهو رو نوازش میکردن و یا نمونه های دیگه...............الغرض اینکه بیایید مهربونی و مهرورزی رو از امام رضا عیدی بگیریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!




موضوع مطلب :


یکشنبه 90 مهر 17 :: 1:44 عصر :: نویسنده : *پرواز انتظار*

انَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرارَةً فى‏ قُلُوبِ المُؤمِنینَ لا تَبْرُدُ أَبَداً از شهادت حسین آتشى در قلب مؤمنان افروخته شود که هرگز سردى و خاموشى نمى‏پذیرد. کربلا، زنده، زاینده و فزاینده است؛ کوثرى است که مى‏جوشد و هر عصر و نسلى به نسبت توان و تکاپو و ظرفیت خویش از آن بهره مى‏گیرد. کربلا به روح‏ها طراوت، زیبایى، سرزندگى و شیوه خوب‏زیستن مى‏آموزد که حسین (ع) یعنى خوب، یعنى زیبا.
کربلا، اساسنامه ایمان، فهرست همه خوبى‏ها و فرهنگنامه قبیله معرفت و عشق است -




موضوع مطلب :


دوشنبه 90 مهر 11 :: 1:52 عصر :: نویسنده : *پرواز انتظار*

داستان "هیچ مانعی را باور نکن"

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می‌کرد. او می‌خواست مزرعه سیب‌زمینی‌اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می‌توانست به او کمک کند، در زندان بود!

پیرمرد نامه‌ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد: پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. من نمی‌خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده‌ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می‌شد. من می‌دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می‌زدی … دوستدار تو پدر

پس از چند روز پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن من آنجا اسلحه پنهان کرده ام.

صبح روز بعد 12 نفر از مأموران اف.بی.آی و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را برای یافتن اسلحه ها شخم زدند بدون این‌که اسلحه‌ای پیدا کنند.

پیرمرد بهت‌زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می‌خواهد چه کند؟

پسرش پاسخ داد: پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می‌توانستم برایت انجام بدهم.




موضوع مطلب :


یکشنبه 90 مهر 10 :: 12:58 عصر :: نویسنده : *پرواز انتظار*

اى دختر و خواهر ولایت
بر ارض و سما ملیکه در قم
معصومه به کتیبه و به عصمت
در کوى تو زنده، جان مرده
در قصر تو جبرئیل حاجب
گفتند و شنیده اند ز آغاز
حاجت نبود مرا برآن در
قم قبله خازن بهشت است
قم شهر مقدس قیام است
قم تربت پاک پیکر توست
گر فاطمه دفن شد شبانه
کى گفته نهان زماست آن قبر
آن قبر که در مدینه شد گم
مریم به برت اگر نشیند
سازد به سلام سرو قد خم
روزى که به قم قدم نهادى
آن روز قرار ازملک رفت
تایید چو موکبت ز صحرا
درخاک رهت ز عجز و ناله
با گریه شوق و شاخه گل
دل بود که بود محفل تو
آن پیر که سید زمان بود
گردید به گرد کاروانت
بردند ترابه گریه هودج
ازشوق تو اى بتول دوم
کاى مردم قم به پاى خیزید
آذین به بهشت قم ببندید
قم شام نبود تا که درآن
قم شام نبود تا که از سنگ
قم کوفه نبود تا که خواهر
حاشا که قم این جفا پذیرد
بستند به گرد میهمان صف
قم مهمان را عزیز خواند
«میثم» همه عمر آن چه را گفت

  آیینه مادر ولایت
آرام دل امام هفتم
افتاده به خاک پایت عفت
بر خاک تو عرش سجده برده
زوار تو را بهشت واجب
کز قم به جنان درى شود باز
قم باشدم از بهشت بهتر
این جا سخن از بهشت، زشت است
قم خانه یازده امام است
اینجا حرم مطهر توست
نبود ز حریم او نشانه
من یافته ام کجاست آن قبر
پیدا شده در مدینه قم
این منظره را مسیح بیند
اول به تو بعد از آن به مریم
قم را شرف مدینه دادى
ذکر صلوات بر فلک رفت
شهر از تو شنید بوى زهرا
مى ریخت سرشک همچو لاله
برد اند به ناقه ات توسل
غم گشت به دور محمل تو
رویش همه را چراغ جان بود
شد، پاى برهنه سار بانت
تا خانه موسى ابن خزرج
قم داد ندا به مردم قم
از هر در و بام گل بریزید
ناموس خدا مرا پسندید
دشنام دهد کسى به مهمان
گردد رخ میهمان ز خون رنگ
بیند سر نى سر برادر
مهمان به خرابه جاى گیرد
قم با صلوات و شام با کف
کى دخت و را کنیز خواند؟
در مدح و مصیبت شما گفت

 

سازگار




موضوع مطلب :


چهارشنبه 90 مهر 6 :: 5:35 عصر :: نویسنده : *پرواز انتظار*

.::بزرگترین مرجع کد آهنگ::. .::دریافت کد موزیک::.