شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار
بفرمايين مجلس عزاي پسر فاطمه اينجا حسينه دل است و خريدار دلتان منتقم خون حسين(ع)...اين الطالب بدم المقتول بكربلا

پيام‌هاي اتاق

ساعت ویکتوریا
+ اولين کسي بود که آمد و گفت مي‌خواهد معبر باز کند… چند قدم به سمت ميدان دويد و ايستاد. همه فکر کردند ترسيده، يکي گفت: ‌خب اين طفلکي فقط ?? سالشه… برگشت به سمت ما و پوتين‌هايش را در آورد و گفت: ‌اينها نو اند. به سمت ميدان مين دويد.
*آذرخش*
اللهم الرزقنا
چراغ جادو
گروه حسينيه پارسي بلاگ
vertical_align_top